تحلیل صنعت فولاد

تحلیل صنعت فولاد

 
تولید جهانی فولاد
توليد جهاني فولاد در سال 1900 برابر 3/28 میلیون تن بوده است. این مقدار با افزایش 7/6 درصدی به رقم 6/191 در سال 1950 رسيده و در نهايت به 1790 ميليون تن در سال 2018 ميلادی افزايش يافته است. اگر ميانگين ميزان توليد فولاد ساليانه در اقتصاد جهاني در بازه­های ده ساله در نظر گرفته شود، در تمامي اين دوران، توليد فولاد عليرغم مواجه شدن با نوسانات، بخصوص در سالهايي که بحران مالي جهاني رخ داده است روندی رو به رشد و صعودی داشته است. ميزان رشد ده ساله فولاد در دهه 50 و 60 میلادی از بقيه دهه­ها بيشتر بوده است و آمار حکايت از آن دارد که در دو دهه اخير نيز رشد فولاد قابل توجه و بيشتر از 40 درصد بوده است. با وجود اين رشد فولاد در دوره 2010- 2018 در حدود 3 درصد بیشتر از دوره 2000-2009 بوده است. در جدول زیر  وضع تولید فولاد به تفکیک دهه بیان شده است. همچنین در نمودار نيز روند توليد فولاد در دهه­های در نظر گرفته شده نمايش داده شده است.

 


 
63 برابر شدن تولید فولاد طی 119 سال گذشته نشان از اهميت بالای اين صنعت و نقش آن در اقتصاد جهاني دارد. صنعت فولاد در فرايند توسعه کشورها به شدت مورد تقاضا قرار دارد دارد. صنعت فولاد در فرايند توسعه کشورها به شدت مورد تقاضا قرار دارد و يکي از مهمترين بخشهايي است که مي­تواند مواد مورد نياز ساير بخش­هايي که در فرايند توسعه نقش دارند را تأمين کند. با توجه به رشد اقتصاد جهاني در صد سال اخير، تقاضا برای فولاد در اکثر سال­ها فزاينده بوده است.
از سال 1950 ميلادی به بعد توليد جهاني افزايش شديدی را در مقايسه با سال­های قبل آن تجربه کرده است و طي سال­های بعد بر آهنگ رشد تقاضای فولاد افزوده شده است. اين افزايش در دهه 61 ميلادی رشد 76 درصدی را به همراه داشته است و توليد فولاد مجدداً از ابتدای هزاره دوم افزايش بسيار شديدی را تجربه نموده است.
آمار نشان ميدهد طي 13 سال گذشته نزديک به 70 درصد توليد جهاني فولاد با استفاده از سنگ آهن و کک (زغال سنگ کک شو) در کوره بلند و به روش کنورتور اکسيژني و 30 درصد آن به روش احياء مستقيم و در کوره قوس الکتريکي با استفاده از قراضه و آهن اسفنجي انجام شده است. طي اين دوره سهم روش کنورتور اکسيژني افزايش يافته و در مقابل از سهم روش کوره قوس الکتريکي کاسته شده است. البته در سال 2017 سهم کنورتور اکسيژني کمي کاهش يافته است. لازم به ذکر است که در روش کوره قوس الکتريکي نياز به آهن قراضه و آهن اسفنجي به عنوان مواد اوليه است. از ميزان قراضه توليدی واقعي در جهان آمار دقيقي در دسترس نيست و در عين حال مقدار قراضه در کشورها به عوامل گوناگوني نظير توسعه يافتگي، جمعيت، مصرف ظاهری فولاد، ميزان توليد فولاد، درآمد سرانه و شاخص رفاه، فرهنگ مصرف، ساختار بازيافت کشورها، تکنولوژی توليد و نرخ بهره­وری (محصولات فولادی)، ضريب بازگشت سنواتي (نسبت قراضه برگشتي به مصرف فولاد در چرخه بازيافت)، ضريب انباشتگي محصولات فولادی در سال های قبل و... بستگي دارد. بنابراين حجم زيادی از قراضه در کشورهای فقير و توسعه نيافته جمع آوری نشده يا مدفون مي شود و در چرخه آمار بازيافت وارد نمي شود. از اين رو تمايل کشورها برای احداث واحدهای کوره قوس الکتريکي که توليد مواد اوليه آن -آهن قراضه- به شرايط متعددی بستگي دارد و ميزان توليد آن قابل پيشبيني نيست، کمتر است. توليد آهن اسفنجي نيز به عنوان ماده اوليه کوره قوس الکتريکي مستلزم مصرف قابل توجهي گاز طبيعي ميباشد. بنابراين دور از انتظار نيست که در جهان حجم قابل توجهي از توليد فولاد خام از سنگ آهن و به روش کنورتور اکسيژني انجام مي­شود.



بررسي آمار توليد فولاد به تفکيک مناطق حکايت از آن دارد که کشورهای آسيايي طي ساليان اخير بيشترين حجم توليد فولاد را به خود اختصاص داده­اند، و از سهم اروپا و آمريکا به شدت کاسته شده است. بررسي آمار نشان ميدهد سهم آسيا از توليد فولاد از ميزان 37 درصد در سال 1995 به 71 درصد در سال 2018 افزايش يافته است. سهم توليد اروپا و آمريکا در سال 2018 و در مقايسه با سال 1995 کاهشي قابل توجه را تجربه کرده است. سهم اروپا در سال 2018 در حدود 10 درصد بوده و سهم آمريکای شمالي با کاهشي قابل توجه به 7 درصد رسيده است. در بين مناطق در نظر گرفته شده تنها دو منطقه خاورميانه و آسيا توانسته است سهم 1 و 37 درصدی خود در سال 1995 را افزايش دهند و به 2 و 71 درصد در سال 2018 برسانند.
بررسي آمار توليد فولاد به تفکيک مناطق حکايت از آن دارد که کشورهای آسيايي طي ساليان اخير بيشترين حجم توليد فولاد را به خود اختصاص داده­اند و از سهم اروپا و آمريکا به شدت کاسته شده است.



 بررسي آمار نشان ميدهد سهم آسيا از توليد فولاد از ميزان 37 درصد در سال 1995 به 71 درصد در سال 2018 افزایش یافته است. سهم توليد اروپا و آمريکا در سال 2018 و در مقايسه با سال 1995 کاهشي قابل توجه را تجربه کرده است. سهم اروپا در سال 2018 در حدود 10 درصد بوده و سهم آمريکای شمالي با کاهشي قابل توجه به 7 درصد رسيده است. در بين مناطق در نظر گرفته شده تنها دو منطقه خاورميانه و آسيا توانسته است سهم 1 و 37 درصدی خود در سال 1995 را  افزايش دهند و به 2 و 71 درصد در سال 2018 برسانند. 





همچنين آمار توليد فولاد در20 سال گذشته نشان ميدهد که از ابتدای هزاره دوم ميلادی شکاف يا رشد توليد فولاد در منطقه آسيا با ديگر مناطق به شدت افزايش يافته است به گونه­ای که سهم توليد فولاد آسيا از کل فولاد جهاني در سال 2005 به بيش از نصف افزايش يافته است. همچنين عليرغم بروز بحران مالي در سال 2008 ميلادی و کاهش توليد فولاد در اکثر مناطق دنيا، توليد فولاد در اين منطقه همچنان افزايش داشته است. طبق آمار ارائه شده توسط انجمن جهاني فولاد بزرگترين توليدکنندگان فولاد در سال 2018 ميلادی کشورهای چين، هند و ژاپن بوده­اند و اين واقعيت در حالي است که توليد چين در اين سال برابر با 3/928 ميليون تن بوده است و توليد فولاد اين کشور تقريباً 9 برابر تولید فولاد هر يک از کشورهای هند و ژاپن به عنوان دومين و سومين توليدکننده فولاد در دنيا است. پس از اين کشورها، آمريکا با 7/86، کره جنوبی 5/72، روسیه 7/71، آلمان 4/42، ترکیه 3/37، برزیل 7/34 و ایران با حدود 27 میلیون تن بيشترين توليد فولاد را در سال 2018 داشته­ اند.

تولید فولاد در کشورهای منتخب
 -چین
طي ساليان اخير کشور چين مهمترين کشور عرضه کننده و تقاضاکننده فولاد در جهان بوده و در حدود 50 درصد توليد فولاد را به خود اختصاص داده است. این کشور يکي از مهمترين توليدکنندگان فولاد در منطقه آسيا و جهان است. سهم چين از توليد جهاني حدود 40 سال گذشته با رشد قابل توجه از 5 درصد به بيش از 50 درصد افزايش داشته است. با توجه به سهم قابل توجه کشور چين، هر اتفاقي که در اين کشور رخ دهد و بتواند صنعت فولاد را تحت تأثير خود قرار دهد، ميتواند توليد جهاني فولاد را نيز تغيير دهد. برای مثال اگر رشد اقتصادی چين افزايش يا کاهش يابد توليد فولاد نيز ميتواند افزايش يا کاهش يابد.
رشد توليد فولاد در اين منطقه حتي با وجود اثر منفي­ای که بروز بحرانهای مالي در جهان بر روی صنعت فولاد دارد، ميتواند روندی افزايشي داشته باشد. مشاهده آمار رشد توليد مناطق مختلف نيز بر اين ادعا صحه ميگذارد به گونه­ای که اين کشور در 39 سال گذشته و بدون در نظر گرفتن سال 2015 ، تنها در سال 19981 و بروز بحران نفتي رشد فولادی برابر با 4- درصد را تجربه کرده است و در ساير سال­ها رشدی مثبت را پشت سر گذاشته است. نوسانات توليد فولاد چين با نوسانات و رشد اقتصادی چين هم جهت هستند، به گونه­ای که اگر اقتصاد چين رشد کرده است توليد فولاد نيز رشد داشته است و اگر بحراني در اقتصاد چين مشاهده شده است، بر صنعت فولاد نيز اثر گذاشته است.

 -هند
روند توليد فولاد در کشور هندوستان قابل توجه ميباشد. توليد اين کشور پس از بحران مالي شرق آسيا و کاهش در سال 1998 ، دارای روند صعودی بوده و از سال 2005 به شدت افزايش داشته به طوری که طي بيست سال گذشته به طور متوسط سالانه حدود 8 درصد رشد يافته و از 24 ميليون تن به 106 ميليون تن رسيده است. کشور هند با توليد حدود 4/106 ميليون تن فولاد در سال 2018 ، از توليد کشور ژاپن پيشي گرفته و از اين رو در جايگاه دوم توليدکنندگان فولاد جهان قرار گرفته و رشد 9/4 را در اين سال تجربه کرده است. بدين ترتيب اين کشور حدود 8 درصد از توليد فولاد منطقه آسيا و6 درصد از توليد جهان را به خود اختصاص داده است.

-ژاپن
کشور ژاپن در سال 2018 سومين توليدکننده فولاد در جهان بوده است. اين کشور با توليد 3/104 میلیون تن تقریبا 3/0 درصد توليد خود را به نسبت سال قبل از آن کاهش داده است.

-آمریکا
آمریکا با افزایش 2/6 درصدی توليد خود در مقايسه با سال 2017، مقدار توليد خود را از 6/81 میلیون تن 7/86 میلیون تن در سال 2018رسانده است و افزايش 8 درصدی را تجربه نموده است.

-کره جنوبی
کره جنوبي در ميان ده کشور برتر در توليد فولاد قرار دارد و توليد خود را از ميزان 71 ميليون تن در سال 2017 به 5/72 میلیون تن در سال 2018 رسانده است و افزايش 2 درصدی را تجربه نموده است.

-روسیه
روسيه نيز با افزايش توليد خود به ميزان 3/0 درصد، 7/71 میلیون تن در سال 2018 تولید نموده است وششمین تولید کننده فولاد است.

-آلمان
آلمان تنها کشور عضو اتحاديه اروپا است که در بين ده کشور برتر در توليد فولاد قرار دارد. اين کشور در سال 2018 با کاهش 2 درصدی تولید فولاد خام، 4/42 ميليون تن فولاد توليد کرده است.

-ترکیه
ترکيه در سال 8102 با کاهش اندک 6/0 درصدی در توليد خود پس از دو سال رشد مواجه شده و در اين سال در حدود 3/37 میلیون تن فولاد تولید کرده است.

-برزیل
در بين ده کشور برتر توليدکننده فولاد، برزيل نيز با افزايش توليد مواجه بوده است به گونه ای که ميزان توليد فولاد برزيل از مقدار 4/34 میلیون تن در سال 2017 به 7/34 میلیون تن در سال 2018 افزايش يافته است.

-ایران
توليد فولاد در ايران در سال 2018 با توجه به آمار انجمن جهاني فولاد، با رشد 18 درصدی به حدود 25 میلیون تن رسیده و و دهمين کشور توليدکننده فولاد بوده است.
به منظور بررسي بهتر وضعيت توليد فولاد در کشورهای منتخب، آمار توليد فولاد در اين کشورها در چهار دوره 1997، 2007، 2017 و 2018 بیان شده است.


 
عمده توليدکنندگان فولاد در خاورميانه کشورهای ايران، عربستان سعودی، امارات متحده عربي و قطر هستند. کشور ايران با توليد حدود 25 میلیون تن  در  سال 2018 نزدیک به 70  درصد از سهم توليد فولاد اين منطقه و رتبه دهم جهان را در اختيار دارد. لازم به ذکر است از آنجايي که کشورهای اين منطقه نفت خيز بوده و دارای گاز طبيعي ارزان قيمت هستند بيش از 93 درصد از توليد فولاد در کوره­های قوس الکتريکي صورت مي­گیرد.



مصرف جهانی فولاد
با توجه به مشخص بودن مقدار توليد فولاد در هر واحد فولادی در هر کشور، آمار توليد جهاني با توجه به اين مقادير محاسبه ميشود. مصرف فولاد جهاني با توجه به سختی جمع آوری داده تعداد زياد مصرف کنندگان فولاد در جهان، نميتواند به صورت دقيق جمع آوری شود و به همين خاطر با استفاده از آمار توليد، صادرات و واردات، مصرف ظاهری ساخته ميشود. براين اساس مصرف ظاهری برابر است با خالص واردات- توليد فولاد، اين روش اين امکان را ميدهد تا بتوان به طور تقريبي مصرف هر کشور را محاسبه نمود. در نظر گرفتن آمار تجارت و توليد فولاد در مقياس جهاني بيانگر اين نکته است که کشورهای دارای مازاد توليد، اين ميزان را به ديگر کشورها صادر مينمايند و در نتيجه صادرات و واردات کشورها در مقياس جهاني در صورت عدم خطای محاسبه و اندازه­گيری و با فرض کم بودن انبار و ذخيره فولاد در کشورها، با هم برابر است. اين واقعيت با توجه به روش و نحوه بدست آمدن مصرف ظاهری منجر به انطباق ميزان مصرف جهاني فولاد با توليد آن ميشود و در نتيجه بررسي مصرف جهاني همانند توليد جهاني خواهد بود. مصرف فولاد با توجه به درجه توسعه يافتگي کشورها ميتواند تغيير نمايد. به اين معني که کشورها در ابتدای مسير توسعه ميزان قابل توجهي فولاد مصرف مينمايند و پس از آنکه به توسعه رسيدند از مصرف خود ميکاهند. با توجه به اين واقعيت انتظار بر آن است که کشورهای توسعه يافته فولاد کمتری مصرف نمايند و در مقابل کشورهای درحال توسعه مقدار بيشتری فولاد مصرف نمايند.
بررسي آمار مصرف ظاهری در مناطق مختلف جهان نشان ميدهد که منطقه آسيا بيشترين فولاد خام دنيا را مصرف ميکند و در نتيجه بيشترين سهم از مصرف جهاني را به خود اختصاص ميدهد. نکته حائز اهميت، افزايش قابل توجه سهم آسيا از 42 درصد در سال 1995 به 65 درصد در سال 2016ميلادی بوده و اين سهم با افزايش 1 واحدی به 66 درصد در سال 2017 افزايش يافته است. در واقع کشورهای چين، ژاپن و هند نه تنها بزرگترين توليدکنندگان فولاد در سال 2017 بوده­اند، بلکه مصرف فولاد در اين کشورها نيز از ديگر کشورها بيشتر بوده است. دو منطقه اروپا و آمريکای شمالي با کاهش سهم مصرف خود طي اين دوره مواجه شده­اند و سهم مصرف آنها از فولاد جهاني در سال 2017 به 13 و 5/9 درصد کاهش یافته است. در بين مناطق در نظر گرفته شده سهم خاورميانه با افزايش 4/1 درصدی از مقدار 2 درصد در سال 1995 به 4/3 درصد در سال 2017 افزایش یافته است.






بررسي روند مصرف فولاد خام در مناطق مختلف نيز نشان از افزايش شديد شکاف بين منطقه آسيا و ديگر نقاط دنيا پس از بحران مالي شرق آسيا در سال 1998ميلادی دارد به گونه­ای که در مقايسه با سال 1995، مصرف آسيا در سال 2017 حدود 6/3 برابر شده است. مقدار مصرف خاورميانه نيز در مقايسه با سال 1995 افزايش قابل توجهي داشته و حدود 1/3 برابر شده است. پس از آسيا و خاورميانه، مصرف کشورهای  CIS نيز افزايش يافته و 8/1  برابر مقدار مصرف در سال 1995 بوده است. همچنين آمريکای جنوبي نيز با افزايش مصرف مواجه بوده و ميزان مصرف فولاد در اين منطقه 6/1 برابر شده است. در مناطق آمريکای شمالي و اروپا مصرف فولاد حدود 2/1 برابر شده است. مصرف این محصول در اقیانوسیه در مقایسه با 1995 تغییر چندانی نداشته است. همچنين روند مصرف نشان ميدهد که با بروز بحران مالي در سال 2008، در تمامي مناطق بجز آسيا ميزان مصرف کاهش يافته است و با سپری شدن بحران مجدداً بر مقدار مصرف فولاد افزوده شده است.

مصرف جهانی فولاد در کشورهای منتخب
در ساليان اخير چين، آمريکا و هند بزرگترين مصرف کنندگان فولاد جهاني بوده­ اند. در بين اين سه کشور، کشور چين با مصرف 768 ميليون تن فولاد با فاصله بسيار زياد اولين مصرف کننده فولاد بوده است. بررسي آمارمصرف فولاد چين نشان ميدهد که مصرف فولاد اين کشور حدود 8 برابر سال 1995 ميلادی بوده است. آمريکا دومين مصرف کننده بزرگ فولاد در دنيا بوده است ولي اين کشور جزو معدود کشورهای بزرگ مصرف کننده فولاد است که در مقايسه با سال 1995 مقدار کمتری فولاد مصرف مينمايد. در واقع مصرف فولاد آمريکا با کاهش 3 درصدی از 113 ميليون تن به 110 ميليون تن در سال 2017 کاهش يافته است. کشور هند با مصرف 100 میلیون تن سومین مصرف کننده فولاد در سال 2017 بوده و مصرف آن در مقایسه با سال 1995 که حدد 1/26 میلیون تن بوده در حدود 4 برابر افزایش داشته است.
کشورهای ژاپن و کره جنوبي از جمله 5 کشور اول مصرف کننده فولاد هستند. بررسي آمار نشان مي­دهد مصرف کشور ژاپن از سال 1995 و بخصوص در سال 2009  و پس از بحران مالي کاهشي بوده و در سال 2017 به 70 میلیون تن رسیده است. همچنين کره جنوبي با افزايش مصرف فولاد، در حدود 6/1 برابر مقدار سال 1995 ميلادی، مصرف داشته است. کشورهای روسيه و آلمان نيز به ترتيب در رده ششم و هفتم کشورهای مصرف کننده فولاد بوده­اند. مصرف فولاد در روسيه در سال 2017 با 2 درصد رشد نسبت به سال گذشته همراه بوده است و توانسته از رکود چند سال اخير خود خارج شود. پس از اين کشورها، کشورهای ترکيه، مکزيک و ايتاليا قرار گرفته­اند.  ميزان مصرف فولاد خام ترکیه در سال 2017 حدود 32 ميليون تن بوده که در مقايسه با سال 1995 حدود 2/3 برابر شده است. مصرف فولاد کشورهای مکزيک و ايتاليا نيز در اين سال با حدود 4 درصد رشد نسبت به سال گذشته به ترتيب به 30 و 26 میلیون تن رسیده است.

مصرف فولاد در منطقه خاورمیانه
مصرف فولاد در منطقه خاورميانه از سال 2008 تا 2017 تغيير چشمگيری نداشته و با رشد متوسط 1 درصد در سال از 3/54 میلیون تن به 58 میلیون تن رسیده است. مصرف فولاد در این منطقه 4/3 درصد از کل مصرف در جهان را به خود اختصاص می­دهد. مقايسه مصرف با توليد حاکي از اين است که اين منطقه از واردکنندگان فولاد محسوب ميشود، البته طي ساليان اخير از ميزان اختلاف آن کاسته شده است. کشورهای ايران، عربستان سعودی و امارات متحده عربي علاوه بر آن که بزرگترين توليدکننده فولاد در منطقه خاورميانه هستند، بيشترين مصرف فولاد در اين منطقه را نيز به خود اختصاص مي­دهند. اين سه کشور بيش از 70 درصد از سهم مصرف فولاد در منطقه خاورميانه را دارا هستند. پس از آنها کشور عراق با 6 درصد سهم قرار دارد. نمودار سهم مصرف فولاد هر يک از کشورهای منطقه خاورميانه را در سال 8107 نشان می­دهد.



وضعیت فعلی صنعت فولاد و چالش های پیش رو
رشد اقتصاد جهاني، قيمت مواد اوليه و وجود تقاضا برای فولاد از جمله مهمترين عامل­هايي هستند که بر اين صنعت اثر مي­گذارند. بررسي آمار وضعيت فعلي توليد نشان ميدهد که توليد فولاد در اکثر مناطق جهان پس از سال 2015 افزايش داشته و تنها در مناطق CIS بوده که توليد اين محصول با کاهش اندکي مواجه شده است. کشور چين با توليد بيش از نيمي از فولاد جهاني سهم بسزايي در بروز رونق و يا رکود در اين صنعت دارد. بررسی آمار تولید فولاد چین در سال 2018 نشان می­دهد در مقايسه با سال 2017، توليد اين محصول حدود 6/6 درصد افزایش یافته است، در ادامه به تفیل چالش­های پیش روی این صنعت شرح داده میشود.

 - ادامه وجود ظرفيت مازاد در صنعت فولاد و سرمايه­گذاري­هاي جديد
شکاف فزاينده بين تقاضای جهاني برای فولاد و ظرفيت توليد باعث بروز مشکل در وضعيت مالي صنعت فولاد در چند سال اخير شد و نگراني­هايي را در مورد آينده اقتصادی صنعت فولاد و کارايي آن به وجود آورد. پس از بحران مالي در سال 2008 و 2009، تقاضا برای فولاد در کشورها به طور آهسته شروع به افزايش کرد ولي ميزان افزايش تقاضا در هر کشور متفاوت بود. در سال مقدار تقاضا برای فولاد برابر  1628 ميليون تن بود که در حدود 793 ميليون تن کمتر از ظرفيت اسمي خود بود که اين شکاف بين تقاضا و ظرفيت فولاد يکي از بزرگترين شکاف­های مشاهده شده در تاريخ توليد فولاد بود. اين نسبت برای سال 2018 بيش از سال گذشته و حدود 76 درصد برآورد شده است که نشان ميدهد تقاضای فولاد بهبود يافته و رشد آن بيش از افزايش ظرفيت توليد بوده به طوری که شکاف يا مازاد ظرفيت به 540 میلیون تن کاهش یافته است. با توجه به پروژه­های فولادی در دست اجرا و روند ملايم تقاضا پيشبيني مي­شود اين مازاد ظرفيت فولاد ادامه داشته باشد. البته ذکر اين نکته نيز ضروری است که تفاوت بين ظرفيت اسمي و تقاضا بيانگر ميزان واقعي شکاف يا مازاد ظرفيت نمي­باشد زيرا صنعت فولاد حتي در بهترين حالت توليد و در اوج دوران رونق خود با توجه به عملياتي مثل تعويض ماشين آلات يا تعميرات در ظرفيت کامل خود توليد نميکند و آمار نشان ميدهد که در بهترين حالت بازدهي برابر 26 درصد داشته است.

  - دامپینگ کشورهای تولید کننده فولاد 
چين بزرگترين توليدکننده فولاد جهاني است و در حدود نيمي از توليد جهاني اين محصول را در اختيار دارد، با اين حال اين کشور مصرفي به مراتب کمتر از محصولات توليد شده داشته و به همين خاطر طي ساليان اخير سعي کرده است تا با صادر کردن مازاد عرضه خود، مشکل کمبود تقاضای داخلي را کاهش دهد.
افزايش قابل توجه صادرات فولاد چين در سال­های2015 و 2016 به حدود 112 و 109 ميليون تن و بروز مازاد عرضه در بازار جهاني فولاد منجر به کاهش قيمت فولاد در دو سال مذکور شد. با وجود اين بسياری از فولادسازی­ها در نقاط مختلف دنيا به علت فرار از ورشکستگي، محصولات خود را با قيمتي کمتر از قيمت­های رايج بفروش ميرساندند. اين قيمت­ها که بعضاً از هزينه تمام شده محصولات نيز کمتر بود، باعث فشار به قيمت جهاني فولاد و کاهش آن شد. با افزايش شديد صادرات فولاد ارزان قيمت از چين و ساير کشورها به اتحاديه اروپا و آمريکا، توليدکنندگان داخلي فولاد در اين مناطق با خطر کاهش شديد تقاضا و ورشکستگي مواجه شدند و به همين خاطر از دولت­های خود تقاضا نمودند با توجه به دامپينگ فولادسازی­های کشورهايي مثل چين و پرداخت يارانه صادراتي توسط دولتها به آنها، در تعرفه فولاد وارداتي تجديد نظر نمايند (دامپينگ هنگامي رخ ميدهد که کشوری محصولات خود را با قيمتي کمتر از هزينه تمام شده خود صادر نمايد و يا قيمت صادراتي آن با قيمت محصول در داخل کشور تفاوت زيادی داشته باشد. دامپينگ با توجه به اثر منفي بر رقابت و صنايع داخلي ميتواند اقتصاد را تحت تأثير خود قرار دهد). بر همين اساس کشورهای اروپايي و امريکايي روی فولادهای چيني تعرفه سنگين وضع نمودند و کشور هند نيز حداقل قيمت وارداتي برای محصولات فولادی تعيين نمود. طي سالهای 2017 و 2018 چين توانست با مديريت توليد و کاهش ظرفيت از يک سو و تحريک بخش تقاضای داخلي از سوی ديگر به طور مناسبي بحران مازاد عرضه را حل نمايد به گونه ­ای که در سال 2017 صادرات فولاد اين کشور با کاهش 31 درصدی نسبت به سال گذشته به حدود 75 ميليون تن رسيد.

  - نقش دولت ها در وضعیت تولید فولاد
دولت­ها با سياستهايي که در صنعت فولاد وضع مينمايند ميتوانند اين صنعت را تحت تأثير قرار دهند. ارائه سوبسيدها که ميتواند به شکل حمايت از ايجاد ظرفيت جديد در اين صنعت و يا حفظ سطح ظرفيت ناکارامد فعلي آن باشد نمونهای از اعمال اين سياست­ها ميباشد. علاوه بر آن، محدوديت­هايي که دولتها بر سرمايه­گذاری خارجي وضع مي­نمايند ميتواند باعث بروز ظرفيت مازاد علاوه بر شرايط ضعيف تقاضا شود. سياست­های اتخاذ شده از سوی دولت چين از سال 2016 توانست به خروج صنعت فولاد از بحران به وجود آمده و بهبود بازار جهاني فولاد کمک شاياني نمايد. از يک سو، اجرای طرح کاهش ظرفيت توليد از مازاد عرضه فولاد کاسته و از سوی ديگر سياست­های پولي و مالي انبساطي به رشد تقاضای فولاد در اين کشور منتهي شده است. اين موارد در کنار افزايش رشد اقتصاد جهاني و افزايش تقاضای فولاد منجر به رونق صنعت فولاد طي دو سال اخير شده است. سياست دولت آمريکا مبني بر اعمال تعرفه بر واردات برخي کالاها از جمله فولاد از کشور چين نيز يکي از مهمترين مسائل موثر بر صنعت فولاد در سال 2018 است که منجر به بروز يک جنگ تجاری بين آمريکا و چين شد.
با در نظر گرفتن فولاد به عنوان يک صنعت در مقياس جهاني ميتوان گفت که بروز مازاد توليد در منطقه­ای ميتواند توليد فولاد در منطقه ديگری را تحت تأثير خود قرار دهد و توليدکنندگان در آن بازار را با خطر و تجارت را با ريسک مواجه سازد. در اين حالت ممکن است دولت­ها نيز به منظور حمايت از اين صنعت مداخله نمايند.

  - نوسانات قیمت مواد اولیه
در ساليان اخير قيمت مواد اوليه همانند سنگ آهن و زغالسنگ کک شو با نوسانات قابل توجهي مواجه شده است. از آنجايي که اين مواد نقش اساسي در توليد فولاد دارند، نوسانات آنها ميتواند قيمت و در نتيجه تقاضای فولاد را تحت تأثير خود قرار دهد.
با توجه به آنکه تقريباً نيمي از توليد فولاد جهان در کشور چين صورت ميپذيرد، عمده مصرفکننده مواد اوليه نيز اين کشور است و در نتيجه طبيعي است که نوسانات موجود در اين کشور ميتواند بازار مواد اوليه را تحت تأثير خود قرار دهد. از آنجايي که اقتصاد چين در ساليان اخير با مشکل مازاد عرضه در صنايع مختلف مواجه شده و همچنين آلودگي هوا در اين کشور به مرز هشدار رسيده است، اين کشور قصد دارد ظرفيت توليد بعضي محصولات خود از جمله زغالسنگ را کاهش دهد و اين مسأله منجر به افزايش تقاضا برای اين محصولات و افزايش قيمت آنها ميشود. با افزايش تقاضا، عرضه نيز افزايش مي­يابد و بازار پس از مدتي به تعادل ميرسد ولي اين تعادل مجدداً با بروز عوامل مختلف تغيير ميکند و در نتيجه قيمتها با نوسانات مختلفي روبرو مي­شوند. از طرفي ديگر هنگامي که قيمت­ها افزايش پيدا ميکنند، برنامه کاهش ظرفيت چين به علت سودآوری واحدهای داخلي در چين و همچنين تمايل آنها به ادامه فعاليت دچار مشکل مي­شود و اين مسأله در قيمت فولاد و مواد اوليه در عرصه جهاني تأثير مي­گذارد.
چالش­هايي از قبيل تنش های تجاری بين ابرقدرت های اقتصادی، بي ثباتي در بازارهای مالي و بحران های ارزی در برخي اقتصادهای نوظهور، باعث شده است تا بانک جهاني در آخرين گزارش خود در ژانويه 8100 پيش بيني خود از نرخ رشد اقتصادی جهان در سال های آتي را کاهش دهد که اين کاهش هم شامل اقتصادهای توسعه يافته و هم شامل اقتصادهای نوظهور مي شود. بانک جهاني معتقد است رشد اقتصاد جهاني با کاهش اندک به 8/2 درصد در 2020 خواهد رسید.

پیش بینی مصرف جهانی فولاد
بر اساس پیش بینی انجمن جهانی فولاد، مصرف جهانی فولاد در سال 2020 با رشد همراه است ،  هر چند این رشد کمتر از رشد مصرف در سال 2018 و  2019 خواهد بود. پیشبینی میشود رشد مصرف فولاد در سال 2020، 1 درصد باشد. بیشترین رشد مصرف متعلق به کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی خواهد بود. رشد فولاد برای منطقه خاورمیانه نیز در سال 2020،  2/1 درصد خواهد بود. رشد مصرف فولاد در کشور چین نیز در سال 2020 با 1 درصد کاهش پیشبینی شده است.



عوامل موثر بر بازار فولاد جهان تا سال ۲۰۲۰
 
  • نخستین عامل بازار فولاد توافق‌های تجاری بین آمریکا و چین است که این گفت‌وگوها بار دیگر با خوش‌بینی بیشتر آغاز شده است.
  • عامل دوم برطرف شدن چالش‌های مربوط به سنگ‌آهن به عنوان یکی از مهمترین ارکان زنجیره تامین فولاد است و شرکت های عرضه کننده سنگ آهن با کاهش میزان عرضه خود باعث گردیدند قیمت سنگ آهن به طور سرسام آور افزایش یابد.
  • موضوع سوم تغییرات جهانی بوجود آمده در قیمت نفت است. همچنین آینده این مساله اثرگذار بر قیمت تمام‌شده و حاشیه سود محصولات فولادی نامشخص است.
  • عامل چهارم سیاست‌های دولت چین در میزان تولید فولاد است. تولید فولاد چین به عنوان پایه بسیار محکمی در حفظ ثبات اقتصادی و تقویت زیرساخت‌های اقتصادی است.
  • موضوع پنجم به کشورهای موثر و بازیگر فولاد و تحولات اقتصادی آنها ست از قبیل ترکی، ایران و …، زیرا میزان عرضه فولاد و تقاضای جهانی فولاد با تغییرات قیمتی مشخص می شود.
  • بیش از نیمی از تولید جهانی فولاد در آسیا صورت می-گیرد از این رو بسیار واضح است که تعیین‌کننده اصلی مسیر آتی صنعت فولاد کشورهای آسیایی هستند. یکی از دغدغه های بوجود آمده در این شرایط هجوم دلالان و سوداگران به معاملات آهن و فولاد است که این موضوع در سراسر دنیا وجود دارد. در نگاه کلی تر و ساده تر آنچه باعث نگرانی بازار جهانی فولاد است هدایت بازار فولاد به سمت قیمت‌های غیرواقعی و ایجاد فضای غیرواقعی در بازار فولاد در نبود تقاضا است.
  • شرکت‌های چینی اکنون خواستار حفظ نظم در عرضه سنگ‌آهن در بازارهای جهانی هستند زیرا تحت فشار عرضه بازار مذکور رکورد ۵ ساله را شکسته است. تنها در یک سال اخیر قیمت سنگ‌آهن ۹۲ درصد رشد کرده اما فولاد تقریبا بدون تغییر مانده است.